گفتوگو با دکتر محمدعلی دادخواه دربارهی جشن سده
جشن سده؛ جشن کشف آتش
ایرانیان کهن همهساله شامگاه دهم بهمنماه را جشن میگرفتند و به آن جشن سده میگفتند. جشن سده یکی از جشنهای اصلی ایرانیان است که آداب و رسوم خاص خودش را دارد. برای اینکه با این جشن بیشتر آشنا شویم با دکتر محمدعلی دادخواه گفتوگو کردهام. از دکتر دادخواه کتابهایی در زمینهی جشنهای ایرانیان به چاپ رسیده است.
از شما میخواهم ابتدا دربارهی واژهی «سده» و نیز «جشن سده» توضیحاتی فرمایید.
واژهی سده یعنی منسوب به «۱۰۰». ایرانیان جشن سده را به آن علت جشن میگرفتند که ۵۰ شب و ۵۰ روز به «نوروز» مانده است. مجموع این دو را جمع میکردند و میگفتند جشن سده.

چرا که «نوروز» مقر و محل توجه همهی آداب و رسوم ایرانی بوده است. یعنی هر ملاک و قاعدهای را با هنگامهی نوروز و آمدن بهار، بر زندگی تلقی و سنجش میداشتند.
در جشنهای کهن ایرانزمین به دو گروه از جشنها برخورد میکنیم. یکی گروه «جشنهای آب» و دیگری گروه «جشنهای آتش».
گروه جشنهای آتش همه در زمستان، و گروه جشنهای آب همه در تابستان است. مگر جشن نوروز که ادغام و ادخال هر دوی اینها است. یعنی شما در چهارشنبهسوری آتش بهپا میکنید و با شادی دور آتش هلهله میکنید و بلافاصله، یعنی یک هفته پس از آن، «جشن آبپاشان» را برپا میکنید. یعنی در نوروز «آب» و «آتش» به هم نزدیک میشوند.

جشن سده از این حیث دارای اهمیت بسیار است که در چنین ایامی انسان توانست «آتش» را بیابد. آتش در چنین موقعی شناخته شد و پس از آن گرما و قدرت و توانی که از آتش برای انسان به وجود آمد. این شد که زادروز یافتن آتش، که دقیقآ ۵۰ روز به نوروز مانده بود، را به یادگار برگزار کنند و شادی را از دست ندهند.
در سنت کهن ایرانزمین همواره این بوده که از غم بگریزند و به شادی بپیوندند. در آداب و فرهنگ ما انواع رقصها هست؛ یعنی شادی گروهی. انواع موسیقی هست؛ یعنی جمعشدن برای بزم.
ما در فرهنگ کهن گرانقدر ایرانزمین از سوگ و چگونگی آداب سوگ هیچ یادگاری نمیبینیم. حتی هنگامی که نزدیکان آنها از جهان درمیگذشتند هرگز سوگ و گریه و زاری و شیون نمیکردند بلکه میگفتند باید مردمان را شاد کنید تا روح تازه از دست رفته نیز شاد شود.

حتی در کتب «زرتشتی» آمده است؛ اگر برای کسی که از جهان رفته گریه کنید هر قطرهی اشکی چونان رودی میشود و آن روح فرد از دنیا رفته باید آن رود را شنا کند و از آن بگذرد تا به «پل صراط» برسد.
پس برای اینکه او بهراحتی این راه را عبور کند هرگز برای او گریه نکنید. بلکه سعی کنید نزدیکان و کسانی که او را میشناختهاند را شاد کنید تا شادی این افراد روح را پرواز دهد و بهراحتی بتواند از این راه صعب و سخت عبور کند.
این بسیار ارزشمند است و میبینیم که در ادبیاتمان هم تاثیرات چشمگیر داشته است تا جاییکه «مولوی» میگوید:
در خانهی غم ماندن
از همت دون باشد
یا دیگری میگوید:
ایام زمانه از کسی دارد ننگ
کو در غم ایام نشیند دلتنگ
و یا «حافظ» میگوید:
شیطانِ غم برو، هر آنچه توانی بگو، بکن
من بردهام به بادهفروشان، پناه از او
بر این پایه، سده جشنی است که تلآلوی نوروز را به چشمان ایرانیان روشن میساخته است.
در گذشته چه مراسمی در جشن سده برگزار میشده است؟
عمومآ در پشتبامها آتش برپا میکردند. این عمل یعنی علیرغم اینکه هوا سرد است ما روشنایی را ترویج میکنیم.

جشن سده، عین چهارشنبه سوری و نوروز و مهرگان و شب یلداست. میدانید که مهرگان و سده از آن ترویج و رواجی که نوروز دارد بیبهرهاند
خوردن همان آجیلی که بهاصطلاح به آن «شبچَره» میگویند رواج داشته است. اما بیشترین چیزی که در جشن سده مرسوم است هدیهدادن است. هر کسی به فراخور خودش و تواناییاش یک هدیه میدهد. هدیه لزوما گرانقدر نیست، بلکه فقط به معنی این است که «تو را در یاد دارم» و تو را در ذهن و جان خودم قدر میشناسم.
یک ضربالمثل کهن هست که میگوید: «دوست مرا یاد کند؛ به یک هِل پوک». به همین علت حتی هدایای خیلی کوچک به یکدیگر میدادند.
با توجه به اینکه جشن سده یکی از جشنهای اصلی ایرانیان بوده؛ چرا برگزاری آن تقریبآ به فراموشی سپرده شده و برگزاری آن مانند جشن شب یلدا و جشن نوروز مرسوم نیست؟
چند علت دارد. یکی اینکه پس از آنکه «متوکل» بر اریکهی قدرت نشست کلیهی آداب و رسوم ایرانی را ممنوع کرد و بسیاری از افراد را زندانی ساخت. بعدآ ایرانیان توانستند پسر او را راضی کنند و دوباره آداب ایرانی از نو جان گرفت. (همانطور که میدانید متوکل به دست پسرش کشته شد.)

اما در آن زمان افرادی که دربارهی جشنها گفتوگو میکردند بیشتر روی جشن نوروز تکیه میکردند. بعد که این اجازه یافته شد جشن نوروز دوباره قدرت گرفت و از سده غافل ماندند.
دلیل دوم اینکه، سده در موقعیتی قرار گرفته بود که خیلی رنگ غیراسلامی گرفت. به همین علت کمتر به آن توجه کردند. در مظان آن قرار میگرفتند که شاید باورهای دیگری را ترویج میکند. در صورتیکه اصلآ اینطور نیست.
جشن سده، عین چهارشنبه سوری و نوروز و مهرگان و شب یلداست. میدانید که مهرگان و سده از آن ترویج و رواجی که نوروز دارد بیبهرهاند.
دلیل دیگر اینکه متاسفانه در این زمینه کتابهای خیلی کمی نوشته شده است. اینها عواملی است که مردم آگاهی و آشنایی با جشن سده ندارند.
شاید یکی از کسانیکه باید در این زمره گناهکار باشد من هستم! من دربارهی نوروز و هفتسین و چهارشنبهسوری کتاب نوشتهام اما دربارهی سده ننوشتهام. شاید یکی از کسانی که باید خودش را سرزنش کند من خودم هستم!
دلیل دیگر اینکه، سده در معرض تعطیلی قرار نگرفته است.
رسوم «خاکستر مقدس» و «کبوترسوزان» که در جشن سده از آن یاد میشود چه بوده؟ اصلآ چنین مراسمی در جشن سده بوده است؟
برخی آداب کهن بعدا بهوسیلهی برخی باورهای زرتشتی درآمیخته است. بهگونهای که مثلا زرتشتیان پریدن از روی آتش را بد میدانند و آن را توهین به آتش تلقی میکنند! چون آتش را پاک و مطهر و زیبا و پاککننده میدانند.
همینطور که در اسلام نیز آتش از زمرهی مطهرات تلقی شده است. اما این باورها قاعدتا مال باورهای ادیان خاص بوده که در اینجا رواج پیدا کرده است. تا آنجا که من اطلاع دارم در ذات جشن سده این موارد ادخال وافی نداشته است.