گفت و گو با مهندس محمد درویش، عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور

از سیل قم، تا نشست زمین در پایتخت


در پی وقوع سیلی که در یازدهم فروردین در شهر قم روی داد علاوه بر کشته و ناپدید شدن تعدادی از هموطنانمان خسارات مالی بسیاری بر جا گذاشت.

از آنجا که مهندس محمددرویش، پیش‌تر‌ها وقوع چنین سیلی را پیش‌بینی و اعلام کرده بود و حالا هم در مورد فرونشست زمین در تهران به مسئولین هشدار می‌دهد، بر آن شدم که پیرامون این دو فاجعه زیست محیطی با ایشان به گفت و گو بنشینم.

مهندس محمد درویش، عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور هستند.

Download it Here!

ابتدا از شما می‌خواهم در‌باره علت سیلی که اخیراً در قم روی داد و خساراتی به بار آورد توضیحاتی بفرمایید.

سیلی که در روز یازدهم فروردین‌ماه در قم اتفاق افتاد، سیل بسیار معمولی‌ای بود. با توجه به وضعیت اقلیمی قم که در منطقه‌ی نیمه‌خشک قرار گرفته، یکی از ویژگی‌های سرزمین‌های خشک و نیمه‌خشک، وجود رخداد سیل غیر قابل پیش‌بینی است‌.

بنابراین آنچه در قم اتفاق افتاد از نظر دانش آب‌شناسی و علم آب‌خیزداری یک رخداد کاملاً طبیعی بود، منتها سوال این است که چرا یک رخداد کاملاً طبیعی در قم باید یک چنین خسارت‌هایی را هم از نظر مالی و هم از نظر جانی و هم از نظر زیر ساختی به شهر قم و مناطق اطراف آن وارد کند.

مهندس محمد درویش، عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور

آخرین سیلی که رودخانه قم پیش از این حادثه اخیر داشته چه زمانی بوده؟

رودخانه قم، آنچه از مرکز شهر عبور می‌کند عرضی حدود صد و پنجاه متر و عمقی حدود سه تا چهار متر دارد‌، یک چنین عرض بستری نشان می‌دهد که رودخانه‌ی «قمرود» که از کوه‌های گلپایگان سرچشمه می‌گیرد، رودخانه‌ای است که پتانسیل بالایی در حمل حداکثر سیلاب دارد و با توجه به حوزه‌ی آبخیز بالا‌دستش که مساحت بسیار گسترده‌ای را می‌پوشاند و بالای یک میلیون و نیم هکتار وسعت دارد، چنین عرض بستری طبیعی است.

آخرین باری که در شهر قم سیل آمده، شاید حدود بیست سال پیش باشد، دقیقاً تاریخ آن یادم نیست ولی همان‌طور که گفتم به دلیل قرار گرفتن قم در منطقه خشک، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که در دوره‌های منظمی شاهد سیل باشیم.

دوره‌ی برگشت همین سیلی را که اخیراً اتفاق افتاده، پنجاه ساله حساب کرده‌اند، این به آن معنی نیست که هر پنجاه سال یکبار دقیقاً اتفاق می‌افتد و حالا که اتفاق افتاد دیگر خیال قمی‌ها می‌تواند راحت باشد که چنین سیلی تا پنجاه سال دیگر نیست.

از نظر آماری مثلاً اگر به طور متوسط مقیاس یک میلیون ساله در نظر بگیریم ممکن است یک چنین سیلی هر پنجاه سال یکبار اتفاق بیافتد ولی امکان دارد سه بار در سال چنین سیلی اتفاق بیافتد.

چرا می‌گویم پنجاه سال چیزی نیست به خاطر این‌که معمولاً سر ریز سدها را بر اساس دوره برگشت هزار ساله طراحی می‌کنند و بنابراین اگر یک سیلی با دوره برگشت صد، دویست یا سیصد ساله بیاید خب کاملاً طبیعی است و قاعدتاً سازه‌های هیدرولوژیک باید در برابر یک چنین سیلی مقاومت داشته باشند.

خود من یکی، دوبار که به صورت تصادفی از شهر قم رد می‌شدم دقیقاً یادم هست آن‌قدر ارتفاع آبی که از قمرود حرکت می‌کرد در بستر سیلابش از مرکز شهر، زیاد بود که مردم و شهرداری کیسه‌های شن گذاشته بودند که آب به سمت خیابان سرازیر نشود و حتی در بعضی جاها سرازیر هم شده بود. مردم قم سیل‌های خیلی بزرگ‌تری را به چشم خودشان دیده‌اند.


حدود دو، سه هفته از این جریان می‌گذرد ولی آن چیزی که باعث شد از شما بخواهم در این مورد توضیح دهید، پیش‌بینی‌ای است که شما قبلاً کرده بودید، آیا این پیش‌بینی را به مسئولین مربوطه هم گوشزد کرده بودید؟

حقیقت این است که پیش‌بینی‌ای که من کردم پیش‌بینیِ خارق‌ا‌لعاده‌ای نبود، هر کسی که با الفبای دانش آب‌خیزداری آشنا باشد به راحتی در می‌یابد که ساخت و ساز در بستر سیلابی رودخانه‌ی بزرگی مثل قم‌رود نهایت نابخردی است.

سال گذشته که من از قم بازدید می‌کردم وقتی این ساخت و سازه‌ای بیرویه را دیدم یعنی دیگر بحث عبور ترافیکی گذشته بود، یعنی در ابتدا شهرداری گفته بود به دلیل مشکلات ترافیکی، یک جاده میانگذری از وسط آبراهه رد می‌کنیم که مشکلات ترافیکی قم برطرف شود بعد گفتند که پارکینگ به اندازه‌ی کافی نداریم و زائران زیادی برای زیارت حضرت معصومه (ع) می‌آیند.

یک بخشی از بستر سیلابی رودخانه را به پارکینگ تبدیل کردند و اخیراً هم که طرح گسترش حرم حضرت معصومه را دقیقاً دارند روی خود رودخانه پیاده می‌کنند و پِی‌اش را هم زده‌اند و عملاً دیگر چیزی از رودخانه باقی نگذاشته‌اند یک قسمتی از رودخانه را هم به پارک تبدیل کردند و نیمکت گذاشته‌اند و فضای سبز درست کردند.

سال گذشته با مسئول شهرداری قم که صحبت کردم به او صراحتاً هشدار دادم و گفتم این کار، کار درستی نیست و اگر سیل بیاید خسارات جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد، ایشان خیلی راحت گفت که ما این‌قدر پول از محل طرح درآمد سازی شهرداری قم (ازاین محل) در آورده‌ایم که با بخشی از آن می‌توانیم خسارت‌ها را جبران کنیم.

علاوه بر این‌که من این پیش‌بینی را کرده بودم جالب است که سازمان امور آب استان قم، به دلیل ساخت و سازها یک سال قبل از آن شکایت رسمی از شهرداری کرده بود.

حتی رئیس حوادث غیر مترقبه‌ی وزارت کشور سال گذشته که از قم بازدید داشت، به مسئولین شهری قم به صراحت هشدار داده بود که این کارشان می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری به بار بیاورد. ولی متأسفانه هیچ‌کدام از این نهادهای قانونی و کارشناسی در قم نتوانستند کاری از پیش ببرند و شهرداری آن کاری را که دوست داشت انجام داد تا به این فاجعه تبدیل شد.


بعد از این اتفاق چه تصمیمی گرفته‌اند؟

استانداری قم فرموده‌اند به دلیل این‌که به زمین رودخانه‌ی قم نیاز داریم که هم می‌خواهیم مسأله پارکینگ‌مان را حل کنیم و هم گسترش حرم را داشته باشیم، تصمیم گرفته‌اند مسیر قم‌رود را عوض کنند.

آیا تغییر مسیر رودخانه، گزینه مناسبی است؟

اصلاً گزینه مناسبی به نظر نمی‌رسد به دلیل این‌که رودخانه قم، رودخانه‌ای است که قدمت چندین صد هزار ساله دارد، یعنی حداقل بعد از دوران چهارم زمین‌شناسی مسیر رودخانه همین شکلی است که الآن هست و در حقیقت شیب هیدرولوژیک دشت قم از هر دو سمت به سوی رودخانه است و زهکش طبیعی دشت قم است.

به مفهوم دیگر حتی اگر این‌ها موفق بشوند مسیر قم‌رود را عوض کنند، حوزه آبریزی شهر قم که مصرف قابل توجهی هم دارد، (هشتاد و دو کیلومتر مربع وسعت کلانشهر قم است) به‌هیچ عنوان کانال‌ها و مسیرهایی که در شهر قم وجود دارد، جوابگوی حجم آبی که در اثر یک بارندگی مثلاً با دور برگشت صدساله اتفاق بیافتد نیست و این آب به صورت طبیعی به سمت همین بستر قم‌رود هدایت می‌شود و اگر اینجا ساخت و سازی اتفاق بیافتد ممکن است یک فاجعه بسیار بزرگ‌تری را به بار بیاورند.

اصولاً داشتن رودخانه در هر شهر یکی از مزیت‌های نسبی شهرها تلقی می‌شود و بسیاری از شهرهای بزرگ چه در مناطق خشک و چه در قاره اروپا به واسطه وجود همین رودخانه‌هاشان مشهور هستند. فرض کنید اگر قم‌رود نبود اصولاً شهر قمی ایجاد نمی‌شد و حیات تمدن دیرپای قم، مدیون قم‌رود است.

باید سعی کنیم از این مزیت نسبی به نفع ماندگاری و پایداری محیط زیست قم استفاده کنیم نه این‌که وقتی با مسأله‌ای روبه‌رو می‌شویم صورت مسأله را پاک کنیم. تصاویر ماهواره‌ای قم را نگاه کردم دیدم حتی اگر بخواهند مسیر قمرود را از جنوب یا از شمال شهر قم انحراف دهند با اراضی زراعی گسترده‌ای روبه‌رو می‌شود و خسارت‌های هنگفتی به این اراضی خواهد خورد.

اگر بتوانند حالا با هزینه‌های بسیار هنگفت این طرح را اجرا کنند که خیلی از کارشناسان و هیدرولوژیست‌ها گفته‌اند که این طرح یک طرح کاملاً اشتباه است و کسی که چنین پیشنهادی می‌دهد معلوم است که هیچ مشورت کارشناسی‌ای برای دادن این پیشنهاد نکرده است.


می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و راجع به موضوعی که اخیراً گوشزد می‌کنید از شما بپرسم، در مورد این‌که فرونشست زمین به تهران رسیده. در کدام مناطق تهران این اتفاق افتاده؟

این فرونشست چندین سال است که به صورت جدی مطرح است و دو سال پیش که از منطقه‌ی جنوب تهران بازدید داشتیم و با کارشناسان امور آب ورامین صحبت می‌کردیم، بسیار نگران بودند چون میزان افت سطح آب زیرزمینی تا دو متر در سال در دشت معین آباد ورامین گزارش شده است.

ما به هر حال با یک کلانشهر بسیار گسترده به نام تهران روبه‌رو هستیم. تهران چیزی در حدود یک و دو دهم درصد از مساحت ایران را در برگرفته در صورتی که ۳۶ درصد صنایع کشور در همین یک و دو دهم درصد اکنون مستقر و چیزی در حدود ۲۰ الی ۲۵ درصد جمعیت کشور در تهران مستقر شده است.

همه این‌ها نشان می‌دهد که رد پای اکولوژیک تهران از مرز اشباع هم گذشته است. به همین دلیل است که رودخانه‌های البرز مرکزی مثل جاجرود، لار، کرج دیگر جوابگوی نیاز حتی آب شرب مردم تهران نیستند و مجبورند از دوردست‌ها مثل سد طالقان برای مردم تهران آب تأمین کنند.

چنین معضلاتی سبب شده که ما به پدیده‌ی افت بی‌سابقه‌ی سطح آب زیرزمینی در تهران مواجه شویم و تازه اگر مسأله‌ی نفوذ پساب‌ها و فاضلاب‌ها نبود این افت سطح آب به مراتب بیشتر از این چیزی بود که اکنون هست.

همان‌طوری که مثلاً در دشت مشهد در طول سی سال گذشته شصت متر سطح آب زیرزمینی افت کرده، ولی در خود مشهد این میزان افت سی متر است. این سی متر جبرانی به دلیل نفوذ پساب‌ها و فاضلاب‌های شهر مشهد بوده که جبران شده است.

آن‌گونه که آمار می‌گوید و خود مسئولین سازمان زمین‌شناسی اعلام کرده مناطق هفده، هیجده و نوزده تهران به شدت با نشست روبه‌رو شده ـ بین سی تا صد و هشتاد سانتی‌متر ـ میزان عددهایی که اعلام می‌شود متفاوت است برای فرونشست زمین که این می‌تواند خطرات زیادی برای سازه‌های زیربنایی و منازل مسکونی مردم در بر داشته باشد.

نشست زمین در همدان

این فرونشست‌ها فقط از دید کارشناسان قابل رویت است یا ساکنین این مناطق هم متوجه این موضوع شده‌اند؟

فرونشست وقتی از یک مرحله‌ای بگذرد دیگر با چشم غیرمسلح هم قابل دیدن است. مردم دشت قهاوند همدان کاملاً با این فرونشست‌ها آشنا هستند و می‌توانند ببینند.

خود شما هم اگر گذرتان به ورامین بیافتد، میزان نشست زمین را می‌توانید ببینید. در تهران به دلیل سازه‌هایی که وجود دارد (بزرگراه‌ها و منازل) شاید زیاد محسوس نباشد ولی حقیقت این است که خیلی راحت می‌شود این مسأله را اثبات کرد و همکاران ما در سازمان زمین‌شناسی زمانی که این خبر را اعلام کردند بر اساس یک تحقیقات مدون چندین ساله بود که به این نتیجه رسیدند که مسأله به مرز بحرانی رسیده است.

یعنی باید به زودی شاهد فروچاله‌هایی در تهران باشیم که شبیه آن در اطراف همدان پدید آمد؟

مساحت محدوده‌ای که در تهران اتفاق افتاده، حدود پانصد کیلومتر مربع است، یعنی از سویی تا جاده ساوه از آن‌سو تا ورامین و از سویی دیگر تا بوئین‌زهرا ادامه دارد. یک محدوده خیلی بزرگی است که زمین دارد نشست می‌کند و خیلی بزرگ‌تر از آن سطحی است که در استان همدان و قهاوند و کبودر آهنگ اتفاق افتاده است.

گفت‌وگو با استاد دولتمند خال‌ٱف، موسیقی‌دان برجسته‌ی تاجیکستان

«موسیقی ِفَلک، یک ژانر الهی است»


دولتمند خال‌ٱف در ۲۶ اکتبر سال ۱۹۵۰ میلادی در روستای داغستان منطقه‌ی «کولاب» تاجیکستان در خانواده‌ای هنرمند به‌دنیا آمد. او از همان دوران کودکی نزد پدرش موسیقی فلک را آموخت وسپس در دانشکده‌ی موسیقی مراحل تکمیلی را گذراند.

اولین کنسرت دولتمند خال‌ٱف در سال ۱۹۶۳ در سن ۱۳ سالگی از تلویزیون سراسری شوروی سابق پخش شد.

دولتمند که پژوهشگر موسیقی مردمیِ تاجیکستان است، نقش مهمی در شناساندن موسیقی تاجیک به علاقمندان موسیقی ملل در سراسر دنیا دارد.

دولتمند علاوه بر آهنگسازی، نوازندگی و خوانندگی به تدریس موسیقی نیز مشغول است. او دارای ده فرزند است، سه دختر و هفت پسر که پسرانش اغلب دوش به دوش پدر، به کشورهای دیگر سفر می‌کنند و ایشان را در اجرای کنسرت همراهی می کنند.

دولتمند تا کنون چندین کنسرت‌ در ایران اجرا کرده که با استقبال پر شور مردم ایران روبرو شده است. چندی قبل فرصتی پیش آمد تا با ایشان به گفت‌وگو بنشینم:

Download it Here!

استاد دولتمند با تشکر از شما که وقت‌تان را در اختیار رادیو زمانه گذاشتید از شما می‌خواهم که در آغاز گفتگوی‌مان بفرمایید، فلک‌خوانی چیست؟

فَلک‌خوانی یک ژانر قدیمی موسیقی سنتی تاجیک هست که تاریخ بسیار طولانی دارد، حتی ژانرهای دیگری که امروزه در تاجیکستان نواخته و خوانده می‌شوند این ژانر ها شاخه‌هایی هستند از ژانر اصیل موسیقی سنتی تاجیک، (موسیقی ِ فَلک)‌، که امروزه می‌سازند و اجرا می‌کنند.

دولتمند خال‌ٱف/ عکس‌ها از مینو صابری

اما ژانر اصیل یا در حقیقت همان فلکِ تاجیک که ما بعضا به آن «دوازده مقام» هم می‌گوییم و پرده‌ها و وسیع بودن جوانب این ژانر حتی بیشتر از دوازده مقام هم دارد و دارای نت‌های دیگری هست که در سازهای بدون پرده بندی اجرا می‌شوند.

فلک، خودش یک موسیقی الهی است، ژانر الهی است.

آن هفت طبقه‌ی زمین، هفت طبقه‌ی آسمان، هفت اقیانوس دنیا، ستاره‌ی هفت برادران، هفت شهر عشق، هفت نت، البته من فکر می کنم یک نظری از جانب خداوند شاید داشته باشد که این موسیقی این‌قدر پهناور است، این‌قدر دلچسب و تاثیر گذار است و احیا کننده‌ی تاریخ ملت مسلمان به شمار می‌آید.

شما غیر از فلک خوانی به شاخه‌های دیگر موسیقی هم می‌پردازید؟

بله، من از بچگی فلک آموختم. پدر و پدر بزرگم هم، فلک‌خوان بودند، بعد در دانشکده‌ی هنری تحصیل کردم، موسیقی سمفونی، پاپ، اپرا، پاپ و سمفونی... با ارکسترهای بزرگ کار می‌کردم ولی دلم برای موسیقی اصیل اجدادی‌ام بسیار سوخت، برگشتم و (۲۸ سال پیش) فکر کردم، کار کردم، خواهش کردم، التماس کردم.

۲۸ سال پیش در جنوب تاجیکستان در شهر «کولاب» این گروه هنری را تاسیس کردم تا بالاخره ۷ سال قبل به «دوشنبه» پایتخت تاجیکستان دعوت شدم و در آن‌جا گروه دولتی تاسیس شد.

من از پرزیدنت تاجیکستان تشکر می‌کنم که به مقام فلک، مقام دولتی داد.

شما به چند کشور سفر کرده‌اید و این موسیقی‌ها را اجرا کرده‌اید و در کدام کشورها این نوع موسیقی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است؟

من قریب به ۷۰ سفر هنری به کشورهای مختلف داشتم، از جمله کشورهای اروپایی، آمریکا تمام ممالک مشرق زمین.

موسیقی مشرق زمین شباهت بیشتری به موسیقی فلک دارند، به خصوص موسیقی ایران بسیار شباهت دارد به موسیقی فلک. در قسمت شمالی خراسان هم فلک خوانی وجود دارد.

آن ربع پرده و نیم ربع پرده و نصف ِ نصف ربع پرده‌ها که در موسیقی فلک به کار می‌روند در موسیقی خراسان هم به کار می‌روند و من آن‌جا (شمال خراسان ) دوستان بسیاری هم دارم.


من در عین حال در حال تحقیق هستم و می‌خواهم کار علمی‌ام را به اتمام برسانم در سال‌های نزدیک، چون هم دفتر دولتی فلک دارم و هم در کنسرواتور درس می‌دهم به هنرجویان و هم مکتب فلک دارم که ۱۰۵ هنرجو، دختر بچه و پسر بچه‌های جوانِ جوان، از سه، چهار ساله تا دوازده چهارده ساله دارم، حتی منزل خودم را به طور رایگان مکتب کرده‌ام، به‌خاطر آنکه آینده سازان ملت تاجیک یعنی نوجوانان، به دنیای موسیقی فلک خوب واقف باشند چون که این ژانر را باید از همان اوان کودکی، نزد استاد بیاموزی تا خوب به آن واقف شوی.

در باره‌ی سازهای اصلی موسیقی تاجیک برای‌مان بگویید، چه سازهایی دارید؟

سازهای اصلی موسیقی سنتی تاجیک شماره‌های زیادی را در بر می‌گیرند، سرکرده‌های آن، دُمره، دوتار، قیجک، که چند مدل قیجک هست.

در ایران کمانچه دیده‌ام ما هم کمانچه داریم اما به شکلی دیگر.

سه‌تار، پنج‌تار، قانون، ده‌ربع پرده داشتن در قانون کفایت نمی‌کند و من در فکر آن هستم که چند ربع پرده‌ی دیگر به قانون اضافه کنم زیرا موسیقی اصیل فلک را بیشتر در سازهایی که بدون پرده هست می‌توان زد.

شما در تاجیکستان آیا موقع خلق یک اثر و یا اجرای کنسرت با مشکلات دست و پاگیری روبرو هستید؟

در تاجیکستان هر کسی می‌تواند، اختیاری است، چون در مملکت دمکراسی هست. البته از روی قانون و آن هم زیر نظر قوانین تولید سی دی و قانون فروش آن، قرار دادهای مخصوص، حقوق مولف، همه‌ی این قوانین هست و ما مراجعه می‌کنیم به دفتر قانون‌گذاری و آن‌ها هم از ما می‌خرند هر تعداد که می‌خواهند، آن هم البته تعداد دارد و قوانین مخصوص خودش را دارد.