قتلعام درختان کهنسال به بهانه خرافهپرستی
قتلعام درختان کهنسال به بهانه خرافهپرستی
در روزهای اخیر، دستور قطع درختان کهنسال از سوی حجتالاسلام میرحسینی اشکوری، مدير كل اوقاف و امور خيريه استان گيلان صادر و دلیل این تصمیم جاهلانه، مبارزه با خرافهپرستی عنوان شده است.
درختان کهنسالی که عمر تعدادی ازآنها به سه، چهار هزار سال میرسد و برخی از مردم بنا به اعتقادات دیرینهشان به این درختان دخیل میبندند و حاجت میطلبند به عنوان عامل اصلی خرافهپرستی محکوم به مرگ شدند.
در این راستا با مهندس محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور گفت و گو کردهام تا پیرامون این موضوع اطلاعات دقیقتری به دست آوریم.
روز پنجشنبه شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که اداره کل امور اوقاف استان گیلان تصمیم گرفته برای مبارزه با خرافهپرستی، برخی از درختانی را که از آنها به عنوان درختان مقدسنما اسم آورده قطع کنند و حجتالاسلام اشکوری اعلام کرده ما این چوبها را به مصارف خیریه میرسانیم.

تا کنون چند اصله درخت قطع شده است؟
آقای اشکوری اعلام کرده که ما برنامه داریم ۴۰ تا از این درختها را قطع کنیم. اما خبری که در سایت باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صدا و سیما آمده، اعلام شده این ۴۰ پایه قطع شده است.
امام جمعه شهر هم گفته ۵۰ پایه در استان گیلان شناسایی شده که ما دستور دادهایم این ۵۰ پایه را قطع کنند، منتهی ما با چند تن از مسوولان ذیربط از جمله رییس سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور صحبت کردیم، اینها گفتند فعلاً دو اصله قطع شده و بقیه اصلهها شناسایی شده و میخواهند قطعشان کنند.
با مدیر کل محیط زیست استان، و آقای مهندس ابوالقاسم بهرامی، رییس شورای عالی جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور، توسط همکارانمان صحبت کردیم، اینها به شدت اظهار تاسف کردند و گفتند نهایت تلاشمان را میکنیم تا جلوی این فاجعه را بگیریم.

عکسالعمل مردم در اینباره چگونه بوده است؟
آنچه من تا کنون اطلاع دارم، عملاً هیچ. من هم تعجب میکنم که چگونه است مردم محلی و تشکلهای زیست محیطی تا کنون هیچ برخورد جدی و هیچ مقاومتی نکردند و هیچ بیانیهای در این مورد صادر نشده است.
چیزی در حدود ۴۰۰ پایه به عنوان درختان کهنسال در کشورمان داریم این ۴۰۰ پایه بسیار واجد اهمیتاند و در دنیا بینظیرند. مثلاً یک ٱرس ۳۰۰۰ ساله در خراسان داریم که هیچ جای دنیا این ٱرس را ندارد، یا یک صنوبر ۳۰۰ ساله داریم، این صنوبر ۳۰۰ ساله بینظیر است، حداقل ۱۰ برابر میانگین سن صنوبرهای معمولی رشد کرده و توانسته به حضور خودش در شرایط مختلف سخت آب و هوایی ادامه دهد.
اروپاییها بهخصوص اکولوژیستهای اروپایی به این تعداد پایههای کهنسالی که در کشور ما وجود دارد، رشک میبرند و حسرت این را دارند که حتی یکی از این پایهها در کشور خودشان باشد.
این درختان علاوه بر اینکه ذخیره ژنتیکی منحصر به فرد را برای ما فراهم کردهاند، یک آزمایشگاه طبیعی را هم برای ما فراهم آوردهاند تا بتوانیم با بررسی این گونهها و این پایهها وضعیت گذشتهی کشور خودمان را از نظر زیست اقلیمی و جغرافیایی در طول چند هزار سال گذشته بررسی کنیم.
ما پایههایی سه تا چهار هزار ساله در کشورمان شناسایی کردیم. متاسفانه این خطر وجود دارد که اگر این رویه باب شود و برای مبارزه با خرافهپرستی دستور معدوم کردن درختها را بدهند، ممکن است به بقیه استانها تسری پیدا کند و این ویژگی ممتازی که کشورمان دارد، یعنی حضور حداقل ۴۰۰ پایه کهنسال را از دست بدهیم.

گویا صدا و سیما از این عمل به عنوان یک عمل شایسته نام برده است.
بله، این باعث تاسف است. خبر را در بخش خبری بیست و سی شبکه دو شنیدم و از طرف مدیر کل اوقاف استان گیلان این عمل را به عنوان یک عمل قابل دفاع و مبارزهی اصولی با خرافهپرستی مطرح کرد.
در صورتیکه برای مبارزه با خرافهپرستی باید به ریشهها بپردازیم. درخت یک ابزار است، باید دید چرا مردم حاجتهای خودشان را از یک درخت میخواهند.
به نظر من، سوای این مسأله، درخت مقدس است، یعنی درختی که میتواند با حضور و فتوسنتز، حیات را در کره زمین دوام ببخشد، یک موجود بسیار مفیدی است که اگر حفظش کنیم و از آن مواظبت کنیم، نه فقط به نسل حاضر که به نسل آینده و به ارتقای کیفیت زندگی هم کمک میکنیم.
یک دلیل مهم که پایههای کهنسال تا کنون در کشور ما دوام آوردهاند، همین نگاه تقدسمآبانهای بوده که مردم به آنها داشتهاند و حرمت این درختان را حفظ کردهاند.

اغلب هم میبینیم که این درختان در کنار امامزادهها حضور دارند، پس این یک ویژگی مثبت است. باید این ویژگی را قدر بدانیم، و این مساله را که درخت باید مقدس باشد تقویت کنیم.
وقتی پیامبر اسلام میگوید شکستن شاخهی درخت مانند شکستن بال ملائک است، بر این تاکید کرده که درخت آنقدر ارزشمند و مقدس است که شکستن شاخهی درخت، همانقدر ناراحت کننده است که شکستن بال فرشتگان.
علاوه بر مسوولین، بیشتر انتظار دارم که تشکلهای مردم، نهادهای زیست محیطی و مردم محلی در این حوزهها فعالتر برخورد کنند، خودشان از موجودیتشان، از میراثهای طبیعی و فرهنگیشان دفاع کنند.
امروز به وسیله همکارانمان با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تماس گرفتیم، چون تا کنون چند تا از این درختها ثبت ملی شده است.
با سازمان جنگل و مراتع، موسسه تحقیقات جنگل و مراتع و سازمان حفاظت محیط زیست و بخشهای مختلف صحبت کردیم.
جالب است که اغلب این مدیران و دوستان از این قضیه اظهار ناراحتی کردند. منتهی اگر مردم محلی به موقع عکسالعمل نشان میدادند، هوشیارانه عمل میکردند چنین فاجعهای اتفاق نمیافتاد. اگر این هوشیاری وجود داشته باشد، میتوانیم مطمئن باشیم که از تکرار چنین فجایعی در آینده ایمن هستیم.
اگر مردم حساسیت به خرج ندهند و همه را به مسوولیت بخش دولتی واگذار کنند، با توجه به اینکه سیستمهای اداری در ساعت اداری فعالیت میکنند، هر نوع اتفاقی ممکن است در طبیعت ما بیافتد.
آرزویم این است که مردم به عنوان اصلیترین سنگربان طبیعت ایران وارد عمل شوند و از این مواهب طبیعی و ناب سرزمین مادری حفاظت کنند.


